معنی به فارسی

کلمات مشابه

a
يک

a great deal of
يک دنيا , مقدار زیادی از

a handful
يک مشت , تعداد انگشت شماری

a la garconne
آلاگارسن , (زبان فرانسوی) پسرانه (زبان انگلیسی) garconne لا

a little
اندکي , کمی، اندکی، قدری، یک خرده

a little while later
اندکي بعد , کمی بعد در حالی

a lot
بمقدار زياد , کلي , زیاد

a lot of
مقدار زيادي , بسياري , بسیاری از

a section of
قشري از , یک بخش از

a while
اندکي , در حالی که

a while ago
چندي قبل , مدتی پیش

a while later
در حالی که بعد

a&p
علوم هوايى : تکنيسين هواپيمايى با دانش فنى و تجربه ک___افى که ميتواند مراحل مختلف تعمير و نگهدارى هواپيما را انجام داده و ان_____را دوباره به وضعيت قابل خدمت برگرداند

a.d.
ميلادي , (زبان اسپانیایی) بعد از میلاد مسیح (زبان انگلیسی) آگهی.

a/ux
کامپيوتر : اى - يو - اکس